2126
-
تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 0:46
اول باید بگم ببخشید که این مطلب را نوشتم و پاسخ یه عوضی را مثه خودش بی ادبانه میدم ولی چاره ای نیسچه این مطلب برام جالبه که ادمای احمق هم میتونن بخونن برداشت کنند و بنویسند ولی یه احمق همیشه احمقه مثل
2127
-
تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 0:46
نباید نگران هیچی بود وقتی به خدا ایمان دارینباید به اینده گمان بد داشت چون در دل بدی ها خوبی هایی هم وجود دارهخانوادمو دعوت کردم برای ناهارخوشحالم از اینکه بچه هام خوشحال شدن و از اینکه میتونم براشون
2128
-
تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 0:46
دلم خیلی گرفتهاز این که میبینم با این همه که بی و بال و پرم بازم اطرافیان به من حسادت میکنند و دوست دارند همیشه در غم و غصه باشم خدایا من همیشه از تو کمک میخامشبی که گذشت مادرم گفت منو تا فلان حا ببر
2121
-
تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 4:52
خونه را 700 فروختم اما پولش معلوم نیست کجا رفتهفقط یه زمین خریدم و یه کم پول برای ساخت دارم پیمانکار نمیادزمین مشکل دارهدارم میرم فیزیوتراپی گردن درد دارمبچه هام چی میشنکی خونه ساخته میشهخسته شدمخدایا چه کنم؟شوهرم پاش لنگ شدهاخلاقش گندنمیدونم باید چه کنم از بعضی چیزا باید بگذرم
2122
-
تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 4:52
امروز یکی از فامیل های ما در اثر کرونا فوت شدچه غم انگیزهامار خیلی بالا رفته اینجا روزی 10 نفر حداقل در اثر کرونا میمیرندمن که خسته شدم کار تق و لقههمه چی سخت شدهحتی زندگی
2123
-
تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 4:52
سال نو به همه شما خوبان مبارکغمگینم خیلی زیادهیچ راهی برای برگشت نیستاز اینکه ازدواج کردم پشیمونمچون همسرم با بچه ها سازش نمیکنه و خیلی کتکشون میزنهبچه هامو چه کنم با این شوهر چه کنمکاش برمیگشتم به چن
2124
-
تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 4:52
حق با بچه هامه من مادر خوبی نیستم من نه مادر خوبیم ن دختر خوب ن همسر خوب ن همسایه خوبن بنده خوب خدامن هیچی نیستمزندگی بهم فشار میارهالبته از مجردی بهتره ولی تا وقتی بچه ها نباشنبچه هام خیلی اذیت میکنن و من عذاب میکشم وقتی میبینم سازش نمیشه ایجاد کرد
2125
-
تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 4:52
نمیدونم چه قدر در رابطه با بورس تجربه دارید ولی پارسال در عرض چن ماه اخر سال سرمایه دوستام ۷ برابر شده ۲۰ میلیون برده ۱۴۰ میلون برداشته نمیدونم امسال چگونه پیش میرهبورس ایران خیلی جهش رو به بالا داشت
2118
-
تاریخ: 1398/11/22 ساعت: 0:26
شورهم تشریف بردن منزل مامانشبرای اینکه در اینجا پزشکان خوب نیستن و هم اینکه ما هزینه درمانشو نداریمحالا معلوم نیس کی برگردهحوصله ندارمم به خاطر پرداخت نشدن چک هافردا باید کاری بکنم داره دیر میشهدقیقا نمیدونم باید چه کنم باید برم پیش وکیل داره دیر میشه
2119
-
تاریخ: 1398/11/22 ساعت: 0:26
توی دو تا پرونده گیر کردم فقط خونسردی خودمو حفظ کردم از یه طرف پرونده ماشین و شورای حل اختلاف از طرف دیگر اظهارنامه خونه و محضر باید دادخواست بدم اونم از شوهرم پاش فلج شد رفت هر روز داره بدتر میشه و ا
2120
-
تاریخ: 1398/11/22 ساعت: 0:26
همچنان درگیر فروش خونه هستماز یه طرف زمینو میخام بفروشم بعد ۶ ماه که قیمت ها افزایش داشته زمینم افزایش نداشته هر چند خودم بخوام بخرم افزایش قیمت داره ولی برای فروش نزمینو دادم نقشه برداری کنند اما میگ
2117
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:27
لیلی با من است این فیلم خیلی قدیمی بود که فکر میکنم وقتی 14 ساله بودم می دیدم شایدم کمتر دقیقا یادم نیسچه قدر زود دیر میشهامروز یارانه را جدا کردیم و من یک ماه یارانه ام قطع میشه و یارانه بنزینم نگرفتمشوهرم پاش فلج شدهو امیدی به خوب شدن ندارهبرامم مهم نیسنمیدونم چرافقط زندگیم خیلی بد داره میگذره و م...
2113
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:10
خیلی وقته ننوشتمچون مدتیه تصادف کردیمو شوهرم اسیب دیده و ما کمی اسیب دیدیمحالا اومدیم خونه مادرم و اجاره خونمون عقب افتادهشوهرم منتظر دیه است که بگیره و برهدیشب کلی دعوا کردیمقضیه از این قراره که مادر
2114
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:10
امروز اربعینه۳ هفته از تصادف ما میگذرهمادرم رفته کربلابچه ها پیش من هستنمدام با شوهرم داعواشون میشهشوهرم مثل بچه ها میمونهکارتم خالی شدهبدهیام زیاد شدناما خدا تا الان رسوندههنوز دلم از دستش خونهاز این
2115
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:10
نزدیک 40 روز از تصادفمون میگذره به قول شوهرم میگه اگه مرده بودیم الان باید چهلم برامون میگرفتنگردنم به شدت درد میکنه و تیر میکشه ولی دکتر میگه طبیعیههنوز پزشکی قانونی نرفتیم تا ببینم چه قدر دیه تعیین
2116
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:10
امرور محل کارم بحث شدیدی پیش امد و من خیلی ناراحت شدم و الان نمیدونم دقیقا باید چه واکنشی نشان بدهم
2104
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 20:02
دیشب ساعت ۱۰ و نیم رسید ترمینالمن باهاش قهر یودم پشت فرمون بودم در باز کردو گفت بلند شو میخام من رانندگی کنم منن بهش محل ندادماونم گفت من برمیگردم میرممن هیچی نگفتم دوباره در ماشینو باز کرد و گفت بیا
2105
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 20:02
استرس شدیدی گرفتمنمیدونم دلیلش چیهولی حدس میزنم به حاطر شوهرم استیه هفته رفت خونه مادرش و کلی دعوا به پا شدبهش نمیشه اعتماد کردبهش نمیشه تکیه کردبعضی برام نوشتن بیخالش شو بدون شوهرم میشه زندگی گرداره
2106
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 20:02
پول زمین هنوز جور نشدهصاحب زمین زنگ زدو اظهار نگرانی کردواقعا نمیدونم چه خاکی بر سر کنم با این اوصافکسیو ندارم بهم کمک کنهیه سوال پرسیده بودم هنوز جوابشو دریافت نکردمدلم میخاد دیگه نگران اینده نباشم د
2107
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 20:02
عصر یه خواب خیلی بد دیدمکه از ترسش از خواب پریدمخیلی تو نماز خوندن کاهل شدم و همش اخر وقت میخونماصلا حوصله ندارم بخونم فقط برای اینکه گناه نکنم دارم میخونمهر روزمو دارم تلف میکنمیه کار توی یه شهر دیگ