خرید بک لینک

درباره سایت

735

امکانات وب

استرس شدیدی گرفتم

نمیدونم دلیلش چیه

ولی حدس میزنم به حاطر شوهرم است

یه هفته رفت خونه مادرش و کلی دعوا به پا شد

بهش نمیشه اعتماد کرد

بهش نمیشه تکیه کرد

بعضی برام نوشتن بیخالش شو بدون شوهرم میشه زندگی گرد

اره میشه ولی من نمیتونم

یه هفته رفت من داغون شدم

مادرش خیلی با من لج است و نمیدونم دلیلش چیه

همش میخاد به شوهرم بگه زنت شلخته است و از این حرفا

میگن دعای خیر پدر مادرا در خوشبختی موثره

ولی چرا من بدبختم

الان میفهمم چرا زن عموم میگفت خدا را شکر دخترای من همه خوشبخت شدن

حالا درک کردم چرا من بدبختم

نمیدونم چطوری با خدا حرف بزنم

نمیدونم چطور صداش کنم

نمیدونم چطوری دعا کنم

اخه از ته دل صداش کردم

از ته دل دعا کردم

ولی چی شد

جوری حاجتمو داد که گفتم کاش نمیداد

چک خونه هنوز پاس نشده و من میترسم خونه را تحویلش بدم و چک اخر پاس نشه

خدایا کمکم کن

هر کی دعاش گیراست برای منم دعا کنه

گوشه خونه نشستم و دلم گرفته کاری به کسی ندارم

استرس گرفتم اگه یهو شوهرم بره من دیگه نمیتونم پیداش کنم و من میمونمو یه زندگی بدون پایه

من نمیخام پایه زندگی باشم چون دیگه توانشو ندارم

وضع مالیم به شدت بد شده

کاش مسافرت نرفته بودیم و سه میلیون بی زبون خرج نمیشد

اصلا برای چی رفتم مسافرت

چرا رفتم مشهد

چرا

چه حسنی برام داشت

من که با امام رضا قهرم

چرا هر سال میرم زیارتش

چرا واقعا

برچسب: نویسنده: کیانوش شاکری تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 20:02

صفحه بندی