872
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:32
آخرین پست عتبات را از لابی هتل کاظمین میذارمزیارت دو امام موسی کاظم و امام جواد خیلی خوب بود حس عرفانی به آدم دست میداد دیگه معلوم نیست کی بیام الان به سمت فرودگاه حرکت میکنیم ساعت ۱۲پرواز به مقصد تهرانه البته ۱۲به وقت عراق پولام دلاره میخاستم خرید کنم اما برام سخت بود چنج کنم ۱۵۰دلار به ایران برمیگ...
873
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:32
الان فرودگاه بغداد یمچه قدر دنگ و فنگ داره بارها تفتیش شدیم ولی به ایرانی ها خیلی بی احترامی میکردند خوبه که ایران عراق و نگه داشته واقعا آدمای بی شعور همه جا یافت میشوند خیلی خسته هستم دلم واسه بچه هام تنگ شده کوچولوهای من منتظر سوغاتی هستن متاسفم که نتونستم براشون خیلی بیارم دلم برای همه امامانی ک...
874
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:32
امروز عصر به خونه برگشتمخیلی تو فرودگاه معطل شدیم واقعا خیلی خلبان و خدمه عصبی و بی تربیت بودن هواپیما عربی بود خلبان و کمک خلبان میخاستن سر از تن مسافرا جدا کنند بر خلاف هواپیمای قبلی که کلی خوش و بش کردن خیلی عربها خودشونو دست بالا حساب میکنند و ایرانی ها را تحقیر میکنند امشب برای 70نفر شام پختیم ...
875
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:32
عجیب سرم درد میکنه و کلافه امحال خیلی بدی دارم حتی تو کربلا هم همین طور بودم فقط مسجد کوفه بود که حس و حال منو عوض کرد نمیدونم چرا این همه کلافه ام حس میکنم زندگیم به هم گره خورده حس گناه عجیب داره خفه ام میکنه خودمو در مقابل جدایی مسئول میبینم و همش فک میکنم گناه بزرگی کرده ام و همین مانع از حس خوش...
876
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:32
امروز میخاستم هزینه خوابگاه را واریز کنم چون برام پیام اومده بود که جریمه بهش میخورهولی وقتی خواستم پرداخت کنم پیام امد که باید با مقطع تحصیلی قبلی خودت تسویه کنید واااای یعنی متوجه شدن که همزمان در دو رشته تحصیل کردم حالا چی میشه بازم عصبی شدم
877
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:32
دیشب با خانواده رفته بودیم پارکهنوزم دلم گرفته نمیدونم از چی گرفته گاهی یاد گذشته میفتم و به خودممیگم چطور شد من همه چیزو یهویی تمومش کردم عذاب وجدان دارم دارم خفه میشم این عذاب وجدان و حس بد لعنتی نمیذاره از داشته هام لذت ببرم دیشب تو نت سرچ کردم دلیل ترس از مرگ گفته بود چون توشه ای برای اخرت نیندو...
878
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:32
دلم شکست وقتی دیدم دروغ گفتهنمیدونم بهش بگم یا نه از خودم گاهی بدم میاد که ساده حرف یکیو باور میکنم البته خودمم دلم میخاد که گول بخورم وگرنه شاید ساده نباشم ولی گاهی سادگی میکنم دلم میسوزه دلم شکسته همه این ها باعث شد که من عوض شوم مسیرم از بقیه جدا بشه بالاخره مادرم قبول کرد که بهم پول قرض بده تا م...
879
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:32
خدایا دلم برای کربلا تنگ شدهدلم برای زیارت امام حسین تنگ شده یه جور عجیبی دوباره مینا هوایی شده و داره یه مدل دیگه افسردگی میگیره چه حس خوبی میداد فضا معطر و عرفانی بود فک نمیکردم دلم براش تنگ بشه فیلم سر بریده شهید حججی را دیدم که باعث شد خیلی دلم برای کربلا تنگ بشه دلم یه دنیا گریه میخاد خدااااااا...
880
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:32
دیروز زن عموم میگفت که مادرشوهرت به مادربزرگت گفته که ماهی 1200 نفقه بچه بهش میدیم واسه همین میخاهیم بچه ها را ازش بگیریمیه چیزی حدود 3برابر گفته امروزم بابام میگفت یکی بهم گفته که میخان بچه ها را بگیرین بابامم میگفت که نارا حت نباشیا گفتم نه ولی خب قلبا که ناراحتم نمیتونم دوریشونو تحمل کنم داداشمم ...
791
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:17
امروز زن داداش کنکور دارهنمیدونم کجا قبول بشه ولی اون فقط پیام نور امید داره چون هیچی نخونده باید بره شانسی بزنه نمیدونم چرا عجیب دلم گرفته اخه چرا اخه برای چی برای کی چرا اینجوری شدم چیو گم کردم کیو گم کردم خسته شدم از این همه دلتنگی تحملشو ندارم
792
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:17
زن داداشمو دوسش ندارمهمه این ها به یه قضییه ای بر میگرده البته شاید چون خودم 5تا خواهر شوهر داشتم که دوسم نداشتن و باهام دشمنی میکردن روم تاثیر بد گذاشته گاهی دلم میخاد کارهایی که اونا کردنو سر زن داداشام در بیارم فقط یکی دوبار سرشون دراوردم اینقدر ناراحت شدن که نگو بعدا خودم ناراحت شدم فقط میخاستم
793
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:17
درباره زن داداش سابقم میخام بنویسمقبلا یه زن داداش داشتم که خیلی باهاش خوب بودیم براش کلی طلا خریدیم کادو خریدیم و زمین هم خریدیم ولی 4ماه گذشت پدرزنش داداشمو از خونه اش بیرون کرده بود و بهش گفته بود که چرا خونه نداری همش اینجایی داداشم گفته بود من الان دانشجو هستم این ترم اخر تموم بشه میرم دنبال کا
794
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:17
احساس میکنم کسیو از دست داده امکارهای پایان نامه دوباره به مشکل برخورد کرده باید سنسور بخرم زنگ زدم گفتن هر کدوم دونه ای 20میلیون گفتن این ها جز کالاهای تحریمی هست و 6ماه طول میکشه تا به دستت برسه خب من این همه پول ندارم دانشگاه هم به من این همه پول نمیده دوباره تو محل کار به مشکل برخورد کردم نمیدون...
795
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:17
دارم با خودم فک میکنم چرا خدا اینطوری جهان را خلق کرده من هیچی ازش نمیفهممخیلی از زندگی خسته شدم قبلا چه قدر شاد بودم دوران دبیرستان و میگم الان نمیتونم شاد باشم دلم میخواهد بچه هام شاد باشن وقتی میبینم یکی دعا میخونه و خدا مستجاب میکنه برای خودم متاسف میشم چرا من باید این همه دعا کنم ولی خیلی د
796
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:17
حس میکنم شوهرم بهم نفرین کردهو این نفرینش منو عذاب میده البته 2سال قبل بهش گفتم نفرینم نکن من بهت دعا میکنم اونم گفت دعا میکنم خوشبخت بشی بعد یه مدت که گذشت دوباره بهش گفتم برام دعا کن اون گفت همه چیزو راضیم به جز کارگری هایی که برات کردم گفت پول کارگری هامو بده گفتم چه قدر میشه 12میلیون میشه اونم گ
797
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:17
دیشب خواب می دیدیم یی به پشت ماشینم زد و اومد بهمون گفت و برد تعمیرگاهو یه قسمتشم خواب دیدم مادرم و زن داداشم با هم دعوا میکنن و زن داداشم به مادرش خبر داد و منم بهش گفتم این کارها زشته و بعد باهم اشتیشون دادم هنوزم ازش متنفرم هنوزم بدم میاد ازش شاید این همه تنفر به خاطر تهدیدای پدرش باشه خیلی دوست
798
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:17
دندانم به شدت درد میکنهفردا یادم باشه برم دندانپزشکی لامصب خیلی درد گرفته نمیدونم باید چه کارش کنم اصلا تحمل دندانپزشکی را هم ندارم امروز یا داداشم و زن داداشم رفتیم کوه میتونست خوش بگذره ولی من چون افسرده ام حس شادی ندارم خیلی مریض شدم من واقعا نمیتونم شاد باشم هر چند که تلاشمو میکنم بچه هام خیلی ک
799
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:17
امروز داداشم میگفت چرا با ما کوه نرفتینگفتم خب بیا الان بریم بعد زن داداشم گفت من نمیام و کلی با هم دعوا کردن من که خیلی ناراحت شدم همه ناراحت شدیم بعد بچه ها گریه کردن بیا بریم گفتم نمیریم ما به خاطر دایی میخاستیم بریم من که اصلا دوسشون ندارم نه برادرمو نه زنشو اصلا با هم تفاهم ندارن داداشم میخاد
800
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:17
امشب داداشم اومد گفت بریم قلعه الموتحالا گفته ولی معلوم نیس کی بریم فن ماشینم خرابه باید برم درستش کنم حدود 80 میشه نمیدونم چرا خیلی دلم گرفته امروز تو نت درباره کافه بازی تو تهران خوندم بلیطش بسیار گرونه دلم میخاد برم نمیدونم بتونم یا نه ولی فک نکنم محیط خوب یداشته باشه
763
-
تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 4:12
خیلی از دستش کلافه ام بهش پیام دادم دیگه حق نداری بهم زنگ بزنی و اونم گفت چی شده و دیگه هم پیام نداد [ پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 0:42 ] [ مینا.م ] [ ]