یه چیزی حدود 3برابر گفته
امروزم بابام میگفت یکی بهم گفته که میخان بچه ها را بگیرین
بابامم میگفت که نارا حت نباشیا
گفتم نه
ولی خب قلبا که ناراحتم نمیتونم دوریشونو تحمل کنم
داداشمم میگه نه تو بهش میدی نه اون بچه ها را میگیره
نمیدونم چی میشه
نمیدونم کارمون به کجا میکشه
نمیدونم اخرش چی میشه
فعلا از فکر فروش خونه اومدم بیرون
ظاهرا از فکر عوض کردن ماشینم اومدم بیرون
میخام تا سال اینده پولامو جمع کنم و طبقه بالا را بسازم
فک کنم حدود 50میلیون بتونم جمع کنم
و اگه پولای مادرم بگیرم یه چیزی حدود 100میلیون بشه
که شاید بشه بالا را تا یه مرحله ای تکمیل کرد
گچ کاری حدد 15میلیون در میاد
لوله کشی و از این چیزا 5میلیون
کاشی سرامیک یه چیزی حدود 15میلیون
در و پنجر 5میلیون
با 60میلیونم میشه ظریف کاری کرد فک میکنم
دیگه نمیدونم
ولی خب این خودش سه سال طول میکشه
پس کی ماشینو عوض کنم
باید یه فکر بکر بکنم
یه فکری که هم بشه ماشینو عوض کرد و هم بهش خونه را تکمیل کرد
نمیدونم چی بگم
برچسب:
نویسنده: کیانوش شاکری