همه این ها به یه قضییه ای بر میگرده
البته شاید چون خودم 5تا خواهر شوهر داشتم که دوسم نداشتن و باهام دشمنی میکردن روم تاثیر بد گذاشته
گاهی دلم میخاد کارهایی که اونا کردنو سر زن داداشام در بیارم
فقط یکی دوبار سرشون دراوردم اینقدر ناراحت شدن که نگو
بعدا خودم ناراحت شدم فقط میخاستم تست کنم ایا حرکت خوبی هست یا نه
ولی اونا همیشه باهام بد بودن
زن داداشمو دوسش ندارم
یه حس تنفری ازش دارم که خیلی ازارم میده
فک میکنم خیلی زرنگه
تازه جهیزیشو توقع داره داداشم براش بخره
باباش پولداره میگه بابام برام نمیخره
البته حسمو که درباره اش مینویسم بعضی نظراتو میخونم بهم بر میخوره
شاید شماها ندونین که چه قدر من بهشون خدمت کردم و نمیخام این جا بنویسم
از طلاهایی که براشون خریدم و بقیه را هم تشویق کردم براشون بخرن تا زمین و جشن و عروسیو غیره
ازشون متنفرم
حتی برادرمو که خیلی دوسش داشتم همین طور
فعلا فقط پدر مادرم و بچه هامو دوس دارم
برچسب:
نویسنده: کیانوش شاکری