خرید بک لینک

درباره سایت

735

امکانات وب

درباره زن داداش سابقم میخام بنویسم

قبلا یه زن داداش داشتم که خیلی باهاش خوب بودیم

براش کلی طلا خریدیم کادو خریدیم و زمین هم خریدیم

ولی 4ماه گذشت پدرزنش داداشمو از خونه اش بیرون کرده بود و بهش گفته بود که چرا خونه نداری همش اینجایی

داداشم گفته بود من الان دانشجو هستم این ترم اخر تموم بشه میرم دنبال کار

چون تو یه شهر دیگه دانشگاه میرفت همش 3ماه مونده بود تا درسش تموم بشه

ولی بهش گفت باید بابات نصف خونشو به نام دخترم بزنه وگرنه ما طلاق میگیریم

ما هم قبول نکردیم

و اونا هم گفتن پس مهریه بدین ما طلاق میگیریم

ما هم گفتیم ما طلاق نمیدیم

طلاق میخاهید باید مهریه ببخشید

بعد عروسمون به داداشم گفته بود که پدر مادرت خونشون را برای بعد مرگشون میخان به اسم من بزنن

چه رویی دارن به خدا

پدر مادر من اصلا شانس ندارن بچه هاشون همیشه پول ازشون در کشیدن ولی عروس داماداشون به هیچ عنوان حاضر به پول گرفتن از خانوادشون نیستن

خب تا اینجا هم مشکل نداشت ولی بدی قضییه این بود که به مردم هزاران دروغ گفتن

طوری که هیچ کس حرف ما را باور نمیکرد

فقط حرف اونا را باور میکردن

به یکی گفتن پسره اهل زندگی نیس ما طلاق گرفتیم

به یکی گفتن پسره مردی نداشت

به یکی گفتن خیلی خسیس بودن

به یکی گفتن نزول خور بودن

هزاران حرف به دیگران گفتن که ما واقعا شوکه شدیم

یه خانومی بود میگفتن که اگه بهش بگید کی مقصره بهتون میگه

اون نیت میکنه و تو خواب میبینه

بعد که ازش خواستیم گفت عروستون و مادرش مقصر هست گفت تو خواب دیدم مادرش مریض خوابیده بود و دختره بالای سرش نشسته بود و گریه میکرد

گفت از الان تا 10سال دیگه تقاص کارشونو پس میدن

مادر پدرم خیلی بهشون نفرین کردن

حالا سال دهمه

ده سال گذشته و چند روز قبل عروس سابق تصادف کرد و مرد

پدر مادرش خیلی برای اون دختره گریه کردن

خیلی دنبال مادیات بودن

داداشن من الان وضعش از وضع شوهر اون بهتره

فک کردن دخترشون طلاق بگیره یه ادم پولدار براش میاد

خب هر کی دنبال پوله باید با ادم پولدار وصلت کنه نه اینکه با یه ادم عمولی وصلت کنه و توقع خونه داشته باشه

سطح توقعاتشون بالا بود

خب حالا دخترش با دامادش و بچه اش تصادف کردن

دختر و نوه اش مردن

دامادش تو بیمارستانه

خیلی براشون خوب شد اینجوری شد ایا؟

مهم نیس ولی مادرم هنوزم بهش نفرین میکنه میگه ان شالله تو قبر هم اسایش نداشته باشه

چون خیلی دروغ برامون گفتن

تهمت ناروا زدن میدونم که میدونن چه قدر غلط کردن ولی حالا بعد 10سال مادر بالای سر قبر دختر نشسته و گریه میکنه

اون خوابی که دیده بود تعبیر شد


برچسب: نویسنده: کیانوش شاکری تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 5:17

صفحه بندی