امروز اونی که چک کابینت را برگشت زده بود زنگ زد و گفت چه کار میکنی چک را پاس نمیکنیخیلی تن حرف زدنش فرق داشت ارومتر شده بود از فکر اقدام کردن منصرف شده بودمیگفت من بهش گفتم بیاد برات درست کنه نیومد؟گفتم نهامشب قراره بابام با کارگر صحبت کنهبهش گفتم کوتاه نیومد چک مدت دار بهش بده بره دعا کنید حل بشهچن تا مشکل دارم خدا کنه تا اخر هفته حل بشهدیشب فشارم رفته بود بالاحالت تهوع داشتم و بی حال بودم و بدنم درد میکرددکتر ۶تا امپول و یه سرم و دو تا بسته قرص دادگفت بارداری گفتم نهظاهرا علایم بارداری بوده خخخ خیالم راحت بود که مریم مقدس نیستم که بی شوهر حامله بشمامروز بهتر بودم جسمااما روحا خوب نیستمحس غم دارم چون یکیو کم دارم