نمیدونم از شمال برگشته یا نه
اصلا جواب نمیده
امروز با زن داداشم حرفیدم گفتم پاشو بیا اشتی
کلی از مامانم بد گفت
خب بعضی از حرفاش راست بود
من واقعا نمیتونستم چیزی بگم
مادرم واقعا رو مخه
زن داداشم راست میگه که اون وابسته به بچه هاشه و اونا را بدبخت میکنه
واقعا هر چی فک میکنم میبینم راست میگه
واقعا هم مادرم زبون نفهمه
مدام با بابام دعوا میکنه
کلی نفرین و فحش میده
کافیه پدرم یه حرفی بزنه
داد و بیدادش شروع میشه
هر چی هماز خدا خواستیم نجاتمون بده فایده نداشت
کاش این خونه بی صاحب درست بشه
همین جوری داره پولام میره
ولی اصلا تکون نمیخوره
برچسب:
نویسنده: کیانوش شاکری